
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 4 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
اخلاق و ورزش
پس از ورود ورزش به دنیای تجارت به نظر می رسد که اخلاقیات همچون خصیصه ذاتی ورزش است و حتی می توان گفت که ورزش اساسا اخلاقی است.
پس از ورود ورزش به دنیای تجارت به نظر می رسد که اخلاقیات همچون خصیصه ذاتی ورزش است و حتی می توان گفت که ورزش اساسا اخلاقی است. این نظریه تکیه بر اسطوره های شکوهمند ورزشی است: اسطوره هایی چون اسطوره جاودانگی ورزش در طول زمان، اسطوره ای که ورزش را از زمان های قدیم با طبیعت انسان هماهنگ می داند و اسطوره ای که ورزش را به نوعی از راه راست منحرف، انحصاری و ربوده شده می داند. اختلاف نظر در زمینه تفاوت میان ورزش برای ورزش و ورزش به منظور دستیابی به موفقیت و ایده آلی که به نوعی یک آرزوست بیشترین زمینه مباحث ورزشی است. اما تعریف واقعی ورزش کدام است؟ اگر تعریف ما براساس حس مشترک باشد، این تعریف هر نوع فعالیتی که تلاش فیزیکی را طلب کند. تفاوت های ورزش امروزی (نوین) با ورزش سنتی که بیشتر متکی به اخلاقیات بود، بسیار عمیق گشته است.
کانت معتقد است که شرط لازم اخلاق، وجود خداوند است. پیردوکوبرتن بنیانگذار دوره جدید بازی های المپیک اعتقاد مذهبی را ریشه اخلاقیات می داند. در واقع ورزش با اخلاقیات پیوستگی تنگاتنگی دارد. ورزش نیز اطمینان می بخشد و تسلی می دهد. ورزش در سطح بسیار وسیع، بانی یک دگرگونی عظیم اجتماعی و اخلاقی خواهد بود و قابلیت احیای فرهنگی نوین را به همراه خواهد داشت. ورزش باید نجات بخش جامعه از عوارضی همچون فساد، شرارت، بیکاری، لجام گسیختگی و اعتیاد است، پس اخلاقی است. جوهر اصلی ورزش اخلاق است که در نهایت درستکاری را ترویج می دهد. درستکاری اصل اساسی ورزش و اجتماع است.
امروزه هم اخلاقیات در ورزش پایه وفاداری به اصل انسان بودن است. اما سئوال این است. آیا اخلاقیات ورزشی واقعا وجود دارد؟ شاید وجود اخلاقیات در ورزش همان بیان اعتقاد به پاکی اصیل و آرمانی ورزش است. اگر همچون مارسل موس به «ایمان ضروری برای جامعه» اعتقاد داشته باشیم باید بپذیریم که ورزشکاران و تماشاگران به نوعی با اخلاقیات و ورزش جامعه سالم را می سازند.
بحث اخلاقیات در ورزش خودمان نیز همیشه یکی از چالش های این پدیده بوده است. این بار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی به این مسئله پرداخته است.
او با تأکید اعلام کرد با هر ورزشکاری که بخواهد با قیافه زنانه به میادین ورزشی وارد شود، برخورد جدی و مدیریتی می کنم. وی گفته است که بسیار زننده است که جوانان ما بخواهند با آرا
یش و ریخت و قیافه های زنانه به میدان مسابقه پا بگذارند و از همین حالا به شما تکلیف می کنم که با این روند به شدت برخورد کنید و اگر شما نکنید من برخورد می کنم و آنهایی که از دستم در بروند در آینده محروم خواهند شد و عذر چنین ورزشکارانی را خواهم خواست.
مهندس علی آبادی در جمع رؤسای فدراسیون های ورزشی همچنین گفت: شرکت در مراسم مذهبی از ارزش های بزرگ محسوب می شود، اما باید بدانید که مسائل فرهنگی تنها حضور در مراسم مذهبی نخواهد بود و همین که شما در این نشست از مسائل فرهنگی صحبت کنید، اولین قدم در راه اشاعه مسائل فرهنگی خواهد بود.
وی خطاب به ورزشکاران نیز تأکید کرد: انصافا برای ایران با قدمتی ۲۵۰۰ ساله و سابقه ۱۴۰۰ ساله دینی بسیار زننده است که ورزشکارانش با موهای رنگ شده و آرایش ابرو به میادین ورزشی بروند و این بی احترامی به جامعه است. از روحانیون بخواهید در اردوهای تیم ملی حضور یابند و به هدایت ورزشکاران بپردازند و ممکن است جوانان بدون توجه به انجام کاری بپردازند، نباید آنها را از جمع خود برانیم و باید به نرمی و ملاطفت آنها را ارشاد کنیم.
وی خطاب به رؤسای فدراسیون های ورزشی گفت: شما نگران دو تا سه مدال المپیک نباشید ،مسائل اخلاقی برای ما بیشتر از مدال های جهانی، المپیک و آسیایی اهمیت دارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره اقتصاد ورزش گفت: فدراسیون های ورزشی به صورت NGO تعریف شده اند و با

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 32 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
اخلاق مدیریت
یکی از ارکان اساسی سعادت، در زندگی مادی و معنوی بشر ، اخلاق و فضائل اخلاقی است . زیرا در پرتو محاسن اخلاق و خلقیات حمیده ، موجبات تحکیم روابط اجتماعی فراهم می گردد، برخوردهای محبت بار که بر اساس یک سلسله اعتقادات اخلاقی صورت می گیرد شورد و نشاط را به کالبد زندگی می دمد و زندگی فردی و اجتماعی را در مسیر تعالی و تکامل ، بکام انسان گوارا می سازد.
تأثیر محاسن اخلاق در زندگی اقوام و ملتها تا جائیست که هر گاه آنرا مایه حیات انسانی و فرهنگی جامعه بحاس آوریم مبالغ گوئی نکرده ایم.
اقوام روزگار باخلاق زنده اند
قومی که گشت فاقد اخلاق مرد نیست
مطالعة تاریخ این نکته را بما ثابت می کند که یکی از مهمترین عامل موفقیتها و پیروزیها ، و یا شکستها و ناکامیهای جوامع بشری " عامل اخلاقی " بوده است. ملتی که حرکتهای خود را در چارچوب محاسن اخلاق به پیش برد، قلة رفیع سعادت و پیروزی را فتح نمود و در هر جامعه ایکه فضائل اخلاقی قربانی رذائل شیطانی گردید سقوط و انحطاط دامنگیر آن مردم شد.
قرآن کتاب آسمانی مسلمانان ، نمونه های فراوانی ، در جهت نمایش زیبائیها و زشتیها ، و نیز تأثیر هر یک از این نمونه ها در پیروزی و شکست امتهای پیشین را بیان داشته است که داستانها و قصص اقوام لوط ، هود ، صالح ، موسی سلیمان ، عیسی و ... بخشی از وقایع گذشتة تاریخ بشر می باشد.
پایه گذاران نهضت اخلاقی را باید پیامبران بزرگ خدا دانست ، زیرا آنها بودند که در طول تاریخ برا تربیت و سازندگی انسانها ، ضوابط و اصول اخلاق را ارائه دادند تا با طهارت فکرها و تطهیر دلها ، آلوده گیهای بیرونی و کدورتهای اجتماعی را از سطح جامع پاک سازند و انسان را در فضای معطّر محاسن و مصفّای اخلاق بکمال مطلوب برسانند. چنانکه پیامبر بزرگوار اسلام ، اساس بعثت خویش را در تتمیم اخلاق می داند و می فرمایند:
" اِنَّما بُعِثْتُ لاُتَمِمَّ مَکارِمَ الْاَخْلاقِ "
همانا من برای تکمیل والائیهای اخلاق برانگیخته شده ام.
باید توجه داشت که اجرای بخشی از اصول اخلاقی چون با خواهشهای نفسانی و ارضاء تمایلات حیوانی و شخصی انسان، تضاد دارد لذا مستلزم تحمل ناگواریها و دشواریهاست و این موضوع نیز قابل انکار نیست که در سایة رنج خویشتن داری و جهاد با نفس، گنج فلاح و پیروزی بدست می آید.
2
" قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَکّیها وَ قَدْ مَنْ دَسّیها "
کسیکه ضمی خویش را از اخلاق ناپسند تزکیه نماید رستگار است و هر آنکس که درون را به فساد و تباهی بکشاند زیانکار خواهد بود.
در اینجا با تکیه به سخنان پیشوایان دین ، به بخشی از برکات و زیبائیهائی که در سایة محاسن و مکارم اخلاق بدست می آید، اشاره می شود تا تأثیر اخلاق نیک در پیشرفت کار و دستیابی به سعادت روشن گردد:
حسن اخلاق مایه سعادت است:
" قالَ رَسُولُ اللّهَ (ص) : مِنْ سَعادَةِ الرَّجُلِ حُسْنُ الْخُلْقِ "
پیامبر خدا فرمود: یکی از عوامل سعادت انسان حسن خلق است.
حسن خلق مایه تحکیم روابط اجتماعی بر پایه مهر و محبت می شود:
" قالَ النَّبی (ص) : حُسْنُ الْخُلْقِ یثْبِتُ الْمَوَدَّةَ "
پیامبر اسلام فرمود: اخلاق نیک دوستی و محبت را تحکیم می بخشد.
حسن اخلاق سبب آبادانی و عمران جامعه است:
" قالَ الصّادِق (ع) : اَلْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ یعْمُرانِ الدِّیارَ و یزَیدانِ فی الْاَعْمارِ "
امام صادق (ع) فرمود: نیکی کردن و خوش اخلاقی ، شهرها را آباد و عمرها را
زیاد می سازد.
حسن اخلاق نشانة رشد اندیشه و کمال عقل است:
" قالَ الصّادِق (ع) : اَکْمَلْ النّاسِ عَقْلاً اَحْسَنَهُمْ خُلْقاً "
کاملترین مردم از نظر عقل کسی است که اخلاقی نیکوتر داشته باشد.
حسن اخلاق مایة عزت و سربلندی است:
" قالَ عَلی (ع) : رُبَّ عَزیزٍ اَذَّلَّهُ خُلْقُهُ وَرُبَّ ذَلیلٍ اَعَزَّهُ خُلْقُهُ "
علی (ع) فرمود: چه بسا عزیزی که اخلاق بد ، مایه ذلت او گشته و چه بسا ذلیلی
که خوش اخلاقی او را به عزّت رسانده است.
حسن اخلاق زندگی مادّی انسان را بهبود می بخشد:
" قالَ الصّادِق (ع) : حُسْنُ الْخُلْقِ یزیدُ فی الرِزقِ "
امام صادق فرمود: اخلاق نیکو روزی آدمی را افزایش می دهد.
حسن اخلاق در قیامت ، کفة اعمال نیک را سنگین تر می سازد:
" قالَ رَسُولُ اللّهَ (ص) : مامِنْ شیئٍ اَثْقَلُ فی الْمیزانِ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ "
3
پیامبر خدا فرمود: چیزی در میزان اعمال، سنگین تر از خوش خلقی نیست.
مدیریت که فن اداره یک تشکیلات است در اداره و هدایت امکانات مادّی و انسانی ، ریزه کاریها و لطافتهای بسیاری را لازم دارد، زیرا نقش اخلاق مدیر، در گرم نگاهداشتن شورها و برانگیختن انگیزه ها ، و در انسجام واحدها و سرعت بخشیدن بکارها و بدست آوردن نتیجه ها چیزی است غیر قابل انکار.
مدیری که متخلق باخلاق مدیریت نباشد، قادر به کشیدن بار مسئولیت نخواهد بود. اخلاق برای مدیر بمنزلة مشاوری آگاه و معاونی آشناست که مشکلات را مشکل گشا است و مدیریت با استمداد از روشهای آمیخته به اخلاق انسانی می تواند بسیاری از نابسامانیها را سامان بخشد و میزان شورانگیزه ها را بالا بیاورد و به مجموعه ی تشکیلات روحیه ای از صفا و محبت بدهد و بیجهت نیست که پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
یا بَنی عَبْدِ الْمُطَّلِبُ، اِنَّکُمْ لَمْ تَسَعُوا النّاسَ بِاَمْوالِکُمْ فَاَلْقُوهُمْ بِطَلاقَةِ الْوَجْهِ وَحُسْنِ الْبٌشْرِ.
ای فرزندان عبدالمطلب! شما نمی توانید با ثروتهای خود مردم را راضی کنید با
گشاده روئی و برخورد نیکو با آنان روبرو شوید تا دلهایشان را بسوی خود معطوف دارید.
قرآن کریم یکی از عوامل موفقیت پیامبر اسلام را در مدیریت ، اخلاق نیک می داند و با صراحت می گوید:
فََبِِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْکُنْتَ فَظّاً غََلیظَ الْقَلْبِ الَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ .
حسن اخلاق و مهربانی تو با مردم رحمتی است از جانب خداوند ، و اگر تندخو و سخت دل
بودی مردم از اطراف تو پراکنده می شدند.
چه بسیارند مدیرانی که با داشتن خصوصیاتی همانند قاطعیت ، تخصص ، قدرت و آگاهیهای لازم در سطح بالا قرار داشته اند، ولی بخاطر عدم رعایت مسائل اخلاقی در حوزة مدیریت ، موفقیت مطلوب را کسب نکرده اند و در نتیجه با ناکامی روبرو شده اند.
حکیمی در مورد مدیریت و فرماندهی لشگر سخنی حکیمانه دارد و می گوید:
" شایسته است که در فرمانده لشگر ده خصلت از اخلاق حیوانات وجود داشته باشد:
جرأت شیر، و حملة خوک، و مکر روباه، و شکیبائی سگ برزخم، و شبیخون زدن گرگ، و نگهبانی کلنک (کرکی) ، و سخاوت خروس ، و مهرمانی مرغ بر جوجه ، و پرهیز کلاغ ، و چاقی تعرو. "
5
" خلاصه در مکتب اسلام هدف اصلی حسن خلق ، اطاعت اوامر الهی ، اداء تکلیف دینی ، و جلب رضای پروردگار است. نتایج معنوی اخلاق حمیده ، تکامل روح ، پاکی فکر ، تعالی معنوی ، غلبه بر هوای نفس ، تخلق بفضائل ، و نیل برستگاری ابدی است. و فوائد دنیوی آن گسترش دوستی ، حسن روابط اجتماعی ، کسب محبوبیت ، افزایش سود مادی و رفاه آسایش زندگی است. برعکس سوء خلق برای بشر، تیره روزی و بدبختی ببار می آورد و آدمی را از سعادت مادّی و معنوی باز می دارد."
برای اینکه مسائل اخلاقی مدیریت را مشخص کنیم به بخشی از آندسته که دارای اهمیتی بیشتر هستند اشاره نموده و هر یک از آنها را با توضیحی مختصر فهرست می نمائیم:
1- پوشش عیبها
انسانهای شاغل در یک مجموعه ، دارای روحیات و استعدادهای متفاوتی هستند فردی دارای ذوق و ابتکار و شخصی بی بهره از خلاقیت و استعداد ، جمعی کندتر و دسته ای تندتر، انسانی دلسوز و همکاری بی تفاوت ... که همة این تفاوتها و خصلتها بخاطر عوامل گوناگونی است که جای بحث آن در اینجا نیست ، ولی می توان گفت که یکی از عوامل مؤثر در این تفاوتها ، تربیت و شیوه های تربیتی است که موجبات بروز و ظهور خصلتهای مثبت و منفی را در انسان بوجود
می آورد.
کمبودهای تربیتی ، و نارسائیهای فرهنگی ، بسیاری از نواقص و زشتیها را در افراد موجب
می شوند که جبران خسارتهای ناشی از آن بسادگی میسر نخواهد بود و صد البته مدیر در حدّ امکان و مسئولیتش باید جلو نفوذ نقصها و سرایت زشتیها را بگیرد ولی آنچه که قابل دقت می باشد اینست که شیوة برخورد مدیریت با عیبها و نقصها چگونه باید باشد؟
مدیر می تواند در برخورد با عیبها از شیوه هائی استفاده کند که هم نقصها برطرف گردد و گامی در جهت سازندگی انسانها برداشته شود و از طرفی هم به نشاط محیط کار آسیبی نرسد که در اینجا بچند شیوه بطور مختصر اشاره می شود:
مدیر باید از برملا کردن عیوب همکاران خود که موجبات شکستن روحیه و شخصیت آنان است جداٌ خودداری کند، زیرا افشای نقصها و شکستن روحیه ها نه تنها در بسیاری از موارد گناه محسوب می شود، بلکه شور و حرارت محیط فعالیت را مبدل به فسردگی می نماید.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 33 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
مقدمه
برای اینکه بدانیم اخلاق چیست و چه هدفی را دنبال می کند، مقدمه ای کوتاه لازم است . انسان شاهکار آفرینش وخلقت خدای تبارک و تعالی است وخداوند همه ممکننات از نباتات (درختهای گوناگون ،میوه های لذیذ ،گلهای زیبا و...)و
حیوانات گرفته، تا جمادات و اجسام مرئی و نامرئی را برای او و خدمت به او آفریده است.
این انسان، از جنبه های مادی با سایر جانوران و حیوانات مشترک است، یعنی آنچه را که برای یک موجود زنده از علایم حیات لازم است(از قبیل : تغذیه –تنفس-تولید مثل و...)داراست ،اما علاوه بر آن دارای جنبه دیگری هم هست که او را از سایر جانوران متمایز می سازدو آن، جنبه روحی وروانی است ودر حقیقت انسانیت آدم جز به این جنبه، به چیز دیگری نیست،چرا که در جنبه مادی، او صفت حیوانی است اما خداوند ازاین همه خلقت، بنابراستناد به( آیه56 سوره ذاریات )جز تکامل
بعد معنوی انسان هدفی نداشته است.حال اگر انسان بخواهد،به کمال وبه عبارت صحیح تر،همه همت خود را در این بعد مادی قرار دهد، نه تنها به حیوانات میماند
،که مراتب پائین تراز آنها خواهد بود.پس تنها را سعادت انسان در کمال وتعالی او در بعد روانی وجنبه معنوی اواست، وآنچه ما را در این راه کمک میکند وبه ما نشان میدهد چه راه و روشی را در پیش بگیریم تا به این کمال نائل گردیم .
2
اگر انسان بخواهد به اخلاق پسندیده متخلق شود بایستی ابتدا خانه دل و جان را از رذائل اخلاقی بزداید، سپس به فضائل اخلاقی دست یابد (همانگونه که یک پارچه کثیف ابتدا باید پاک شود و سپس به پاک کردن شئی بپردازد).
یکی از مباحث مهم اسلامی که در قرآن مجید بسیار بر آن تکیه کرده و آیات بسیاری درباره آن نازل فرموده است، اخلاق است.
انسان کامل آن است که همه جهات وجودی او کامل باشد و چون انسان از سه قسم تشکیل یافته است :1-عقل وتفکر 2-قلب وعواطف و احساسات و 3-جسم و پیکر ومادی که این سه قسمت کمال انسان را تشکیل می دهد.
انچه فکر انسان را را تکامل می بخشدو می پرورد، معرفت است وعلم عبادت و حقایق اسلامی و ارتباط عقلی، با مبدا همه کمالات آفرینش یعنی ذات خداوند جهاندار ذو المنن و آنچه که عشق و عواطف و احساس و سجایای روحی انسان
را کمال بخشیده و رهبری میکند ،علم اخلاق و تربیت نفوس است.
تحقیق حاضر، بازگو کننده نکات مثبت اخلا قی و بعضی از زشتی ها و رذائل اخلاقی ونیز کیفیت برخوردهای گوناگون اجتماعی است ،وبرای خوانندگان عزیز
این امکان را فراهم می سازد، تا با آگاهی بیشتر در راه خود سازی و تهذیب نفس گام بردارد.
3
«دعای آغازین»
In the name of God.the compassionate.the merciful.
به نام خداوند بخشنده مهربان.
Oh allah. Bring me out of the darkness of sunderstanding.
پروردگارا؛ خارج کن من را از تاریکی های فکر.
And honur me with the light of understanding.
وبه نور فهم من را گرامی بدار.
Oh allah. Open the gates of your mercy to us.
پروردگارا؛بر ما درهای رحمتت را بگشای.
And unfold us the treasuryof your infinite knowledge
و گنج های دانشت را بر ما بگستران.
May your mercy be upon us. You are all-Mercy
به امید تو ای مهربان ترین مهربانان.
4
برخورد با همسر
بر خلاف برخی تفکرات غلط و عوامانه و در حقیقت ظالمانه، در منطق اسلام زن برای مرد یک کنیز یا یک برده ویا کسی که کار منزل را انجام میدهد، واز بچه های شوهر نگهداری میکند نیست، بلکه به عنوان شریک شوهر ویار و همکار او در اداره امور زندگانی و تربیت فرزندان مطرح میباشد، لذا اسلام دستور فرموده که همسران باید از اذیت و بد زبانی و فحاشی به یکدیگر بپرهیزند.
ونهایت مهربانی وصمیمیت ومحبت و دوستی بر جمع آنان حاکم باشد .
تا در کمال سلامت ودور از دغدغه خاطر زندگی کنند، وهم در سایه آن آرامش بتوانند فرزندانی صالح وبا تربیت پرورش دهند .زیرا عدم آرامش در خانه و احیاناً
خشونت هاو تند خوییها اثرات بد و نامطلوبی در روحیه واخلاق فرزندان میگذارد.
در روایات اسلامی دستورات گویا روشن وصریحی در مورد رفتار و برخورد متقابل بین زن و شوهر وجود دارد، که ما برای جلوگیری از اطاله بحث به صورت فهرست واربه بعضی از آنها اشاره می نمایم.
از فرمایشات حضرت محمد(ص):
*- کسی که در کارهای زندگی به همسرش کمک نماید ،خیردنیا و آخرت را بدست می آورد.
*- خدا از مردی که زن خود را آزار دهد، بیزار است.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 32 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
اخرالزمان از دیدگاه ادیان مختلف
مهدویت
مقدمه
دغدغه های زندگی مادی از یک سو ودلهره های روحی از طرف دیگر جهان را دگرگون کرده است . روزانه شاهد کشتارهای دسته جمعی مظلومان جهان درفلسطین، افغانستان و...هستیم . تنها بارقه ای که دلهای مستضعفان را مجذوب خود میکند وامید را در چشم های غمدیده شان زنده میگرداند نوید ظهور منجی انسان است .این امید منحصر به شیعیان و مسلمانان نیست بلکه در همه ادیان زنده جهان اعتقاد به ظهور منجی وجود دارد . در این میان ادیان بزرگ جهان، اسلام زرتشت، مسیحیت ویهودیت گوی سبقت را از دیگران ربوده وبیشتر در این باره سخن گفته اند . از آنجا که در باره موعود در اوستا سخن بسیار گفته شده و محققان کتابهای زیادی نوشته اند بر آنیم تا بصورت اجمالی وگذرا تنها به بررسی این موضوع در تورات وانجیل بپردازیم وبررسی های تفصیلی را به آینده موکول کنیم .
ولقد کتبنا فی الزبور بعدالذکران الارض یرثها عبادی الصالحون (انبیاء/105)
در تورات از علائم ظهور، وظائف منتظرین ، دوران پس از ظهور، شخص مسیحا ومدینه فاضله ای که پس از آن به وجود می آید سخن گفته شده است . وسعی نموده مخاطبان خود را به آینده امیدوار کرده واز این طریق تحمل مشکلات وسختی ها را آسان نماید. اگر چه تاخیر نماید برایش منتظر باش زیرا که البته خواهد آمد ودرنگ نخواهد کرد؛ بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع می کند وتمامی قومها را برای خویشتن فراهم می آورد .
2
1 همان طور که در متن تورات آمده است موعود جهانی تمام امتها را نزد خود جمع میکند وتمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد واین همان تشکیل حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه در اسلام است .هنگامه ظهور برای زمان ظهور علائم ونشانه هایی در تورات ذکر شده است که با دقت در آنها میتوان رابطه بین آنها و پیشگویی های اسلام پیدا کرد . به عنوان مثال (صیحه آسمانی) را یاد آور میشود واینکه نوای عدالت وبشارت ظهور او از آسمانها اعلام میشود. آسمانها عدالت اورا اعلام کنند وجمیع قومها جلال اورا می بینند و پرستندگان بتها ی تراشیده خجل میشوند. 2
حتی در بخشی از تورات به قائم اشاره شده است واینکه همه انسانهایی که در آن عصر زندگی میکنند رستگاری خواهند دید. در آن زمان امیر عظیمی که برای قوم تو قائم است بر خواهد خواست و چنان زمان ننگی خواهد شد که از حینی که بین امت بوجود آمده است تا امروز نبوده است ودر آن زمان هر یک از قوم تو که دردفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد. 3
در بررسی آنچه درباره موعود در تورات آمده است می بینیم که به زنده شدن مردگان وبر خواستن ایشان از قبور نیز اشاره شده است. بسیاری از آنانکه در خاک زمین خوابیده اند بیدار خواهد شد اما اینان به جهت حیات جاودانی وحکیمان مثل روشنایی افلاک خواهند درخشید وآنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری مینماید مانند
4
ستارگان خواهند بود تاابدالاباد. 4 همان طور که از متن تورات برمی آید انسانهای سعید ودرستکاری که قبل از ظهور از دنیا رفته اند هنگامه ظهوراز خاک بر می خیزند و چون ستار گانی می درخشند، دراسلام نیز به این موضوع تصریح شده است . به عنوان نمونه امام صادق (علیه السلام)میفرمایند : هرکس چهل صباح دعای عهد را بخواند از یاران قائم خواهد بود واگر پیش از قیام او بمیرد از خاک برمی خیزد وبه یاری او می شتابد .5
شخص مسیحا:
مسیحا در نگاه تورات روی هم رفته انسانی نهالی از نسل سلطنتی داوود است وقداست او تنها به سبب موهبتها ی طبیعی او خواهد بود زیرا امتهای مشترک بدست اونابود خواهند شد وبنی اسرائیل بنا به نظریه تلمود قدرت جهانی خواهد داشت . نظر تورات پیرامون تاریخ ظهور عدم اطمینان به اختلاف شدیدی در دیدگاه ربانیون پیرامون تاریخ آمدن مسیحا وجود داشت . تعداد زیادی از عقاید افراط آمیز که کاملا قاطعانه در این باب سخن گفته وبر تعدادی از سنتها ومحاسبات عرفانی استوار شده که در آن زمان از احترام خاصی برخوردار بوده اند یک عقیده قدیمی وجود داشت که جهان شش هزار سال ادامه خواهد داشت ودر هزاره هفتم نابود خواهد شد این هزاره ها به تعداد روزها آفرینش تناسب دارد . نخستین هزاره را (بایر) می دانستند. زیرا هیچ وحیی در آن نبود ، در هزاره دوم دوران (شریعت) یا وحی بود و هزاره سوم را روزگاری می دانستند که آمدن مسیحا در آن انتظار می رود . ربی حنینا می گوید : هنگامی که چهارصد سال از ویرانی اورشلیم بگذرد اگر کسی مزرعه ای را که هزار دینار ارزش دارد به یک دینار بفروشد آن را خریداری نکن زیرا آمدن مسیحا نزدیک است چیزی دست تورا نخواهد گرفت . هنگامی که مشاهده شد بسیاری از این تاریخ ها گذشت ومسیحا نیامد ربانیون مردم را از چنین محاسباتی بر حذر داشتند . زیرا اگر محاسباتی که ایشان گفته اند غلط از آب در می آمد مردم یکسره از آمدن او نومید خواهند شد آنان معتقدند یکی از شرطهای خدا با بنی اسرائیل این است که ایشان در باره آخر الزمان اصرار نکنند . ورازهای آن را فاش نسازند بر اساس یک عقیده قدیمی یکی از شرطهای آمدن مسیحا این است که مردم از نجات کاملا نومید باشند ، اعتقاد مسلط ربانیون این بود که اگر بنی اسرائیل حتی برای یک روز از گناهان خود توبه کنند آمدن او جلو خواهد افتاد . عموما تصور می شد که ظهور او در ماه (نیسان) یا (تشری) خواهد بود . البته در این که ظهور منجی در چه ماهی از سال رخ میدهد ، اسلام نیز نظراتی ارائه داده است که بنا به نظریه مشهور در فصل بهار یا در نوروز که همان (نیسان) است ظهور خواهد کرد . نظریه سعدیا درباره آمدن علت آزمودن سخت وطولانی بنی اسرائیل اینست که آن امتحان بدلیل گناه قوم یا برای آزمایش استحکام ایشان است . سختی آزمون ها نشانه نزدیک شدن پادشاهی مسیحا است . رنج های بنی اسرائیل باید سرانجام خاتمه یابد زیرا خداوند کاملا عادل است. واین همان فلسفه غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)
4
در آیین اسلام است. هر کس به سبب ایمان به ما بخندد وما را به علت رنج کشیدنمان احمق بداند در حالی که ما با انکار ملیتمان شادوکامیاب زندگی می کنیم ،این کس خود احمق است زیرا بازده که ما برای ایمانمان متحمل ومتعهد شده ایم. وی مانند کسی است که تا کنون روئیدن گندم را ندیده باشد وبا مشاهده بذر پا شیدن بر کشاورزان بخندد . چنین فردی نمیداند که کشاورز هنگام خرمن بیست یا سی برابر بذری را که دور ریخته است بدست خواهد آورد. از دیدگاه ابن میمون بزرگترین نعمت آن روزگاران این خواهد بود که انسان فارغ از موانع جنگ وستیز خواهد توانست تمام وقت خود را وقف مطالعه وحکمت و عدل به شریعت الهی کند ... ما برای این به مسیحا امید واریم که از کامیابی بزرگ برخوردار گردیم . نه بر اسب نشینیم، شراب بنوشیم ، واز موسیقی شاد لذت ببریم بلکه بدان علت انتظار اورا می کشیم که تحت یک حکومت یک پادشاهی عادل در کنار هم وهمه نیکان خواهیم توانست بی ممانعت خویش را به معنویات که آرمان همیشگی ماست اختصاص دهیم.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 7 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
اسب یا اسپ پستانداری است از خانواده ی اکوئیدا است که از دیرباز در زمینههای کشاورزی، ترابری و همچنین در جنگها بسان ابزاری برای حرکت تند و ضربه زدن به سیستمهای دفاعی دشمن بهره گیری میشده است.
نام اسب همواره با واژههایی مانند چابکی همراه بوده است. پیشینیان برای اسبهای خود احترام بسیاری قائل بودند به گونهای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت میدانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین میشد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز میشناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است
نام چند نوع اسب :
باره یا بارگی، به معنی مطلق اسب گفته میشود و ربطی به باربری ندارد.
بالاد و بالاده، به اسب تندرو یا اسب یدکی گفته میشود.
بوز، به اسب نیله (کبودرنگ) گفته میشود.
توسن، اسب سرکش را میگویند.
جُرده، به اسب اخته میگویند.
چرمه، به اسب سپید یا اسبی که دست و پایش سپید باشد گفته میشود.
خنگ، اسب سپید را میگویند.
سمند، اسب زرد را میگویند.
نَوَند، اسب تندرو را میگویند.
یَکران، اسب نژاده و نجیب را گویند.
عمر خیام در کتاب نوروزنامه نام گونههای اسب را چنین بیان می کند:
الوس چرمه، سرخ چرمه، تازی چرمه، خنگ، بادخنگ، مگسخنگ، سبزخنگ، پیسهٔ کمیت، کمیت، شبدیز، خورشید، گور سرخ، زردرخش، سیارخش، خرماگون، چشینه، شولک، پیسه، ابرگون، خاکرنگ، دیزه، بهگون، میگون، بادروی، گلگون، ارغون، بهارگون، آبگون، نیلگون، ابرکاس، باوبار، سپیدزرده، بورسار، بنفشهگون، ادس، زاغچشم، سبزپوست، سیمگون، ابلق، سپید، سمند
اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)میگفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، گشتاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ، سیاوش و...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است.[نیازمند منبع] در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشهاند. اسب برای اولین بار در آسیای میانه که بعدها تورکستان نام گرفت اهلی شده است سپس به دشتهای ایران و راه یافته است. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می گفتند عرب ها این کلمه را به فارس معرب کرده اند و آن را برای به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده است. عربها برای اولین بار در دوره تجارت معروف به رحله شتا و صیف با اسب آشنا شدند و آن را بکار گرفتند. [نیازمند منبع]
تاریخچه
تاریخ تکامل اسب ها هنوز به طور دقیق مشخص نمی باشد. به طور مثال, زمان جدا شدن گونه های الاغ (اکووس آسینوس), اسب های وحشی (اکووس فروس) و گورخر ها و اسب های اهلی (اکووس کابالوس) معلوم نیست. همچنین مشخص نیست گونه ی اسب های اهلی حاصل انتخاب طبیعی هستند یا انتخاب مصنوعی توسط انسان. قدیمی ترین فسیل های مربوط به این گونه به هفت هزار سال پیش از میلاد باز می گردند. ابتدا اسب به منظور تهیه ی غذا شکار می شده است, ولی به مرور زمان انسان آن را به فرمان خود در آورد و برای تهیه ی شیر و گوشت, و نیز حمل و نقل, آن را پرورش داد. قدیمی ترین آثار رام کردن اسب ها در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شده اند. پرورش و تربیت اسب ها به مرور زمان اهمیت ویژه ای یافت و انسان به درساژ و اصلاح نژاد پرداخت.
3
نژاد های مختلف
نژاد های اسب بسیار فراوان و متفاوت است. این فراوانی حاصل آمیختگی اسب ها توسط انسان, و نیز انتخاب طبیعی می باشد. به طور کلی اساس جدا کردن اسب ها از پونی ها, قد آن ها می باشد. قد اسب (بلندی جدوگاه) باید از ۴۸/۱ متر بیش تر باشد. با این وجود استثنا نیز داریم (مثلاً فالابلا).
در اینجا لیست بعضی از نژاد های اسب را مشاهده می کنید.
اصیل عرب
اصیل عربی
اصیل عربی
اصیل عربی
گذشته ی این نژاد هنوز به درستی شناخته نشده است, ولی بی تردید این نژاد بسیار بسیار قدیمی است و از خاور میانه و نواحی بیابانی یا نیمه بیابانی این منطقه ریشه گرفته است. طی تلاش ساسانیان در پرورش و اصلاح این نژاد, اسب های اصیلی به وجود آمدند که به خاطر چابکی و مقاومتشان مایه حیرت شدند. این نژاد در تاریخ برای اصلاح نژاد و مقاوم کردن اسب ها بسیار مورد آمیزش قرار گرفت. نژاد اسب های اصیل انگلیسی از آمیزش اسب های عرب با اسب های محلی (انگلیسی) ریشه می گیرد. خون این نژاد امروزه تقریباً در رگ های همه ی نژاد های سبک وزن جاری است.
زندگی دشوار در بیابان های خشک باعث شجاعت و مقاومت حیرت برانگیز و تند پایی و صبوری این نژاد شده است. زندگی او در کنار یا حتی داخل چادر با بادیه نشینان نیز باعث خو گرفتن آن با انسان و دلبستگی و اعتماد به او شده است.
قد این اسب ها بین ۱.۴۵ تا ۱.۵۵ متر است. آن ها می توانند هر رنگی داشته باشند ولی ابلق نیستند. رنگ مشکی نیز در آنان بسیار نادر است. مو های اسب عرب نرم و ابریشم مانند است. یکی از خصوصیات آن دمش است که بالا نگه داشته شده است (حتی به هنگام حرکت). از خوصوصیات دیگر آن سر کوچک و برجسته, گردن بلند و کمانی, کمر کوتاه, کپل بالا و افقی و پاهای ظریف و محکم آن است. پوست اسب عرب نازک و حساس است, به طوری که رک های آن به خصوص در سر, مشخص هستند. پیشانی آن صاف است سوراخ های بینی آن بسیار باز می باشد. به علاوه, اسب عرب بر خلاف دیگر نژاد ها ۱۷ دنده و ۵ مهره ی کمری دارند (به جاب ۱۸ دنده و ۶ مهره ی کمری).
3
اسب عرب در رشته های ورزشی که در آن ها مقاومت اهمیت ویژه ای دارد رایج اند و در مسابقات جهانی مقام هی اول را ازان خود می کنند. در مسابقات پرش نیز از آنان استفاده می شود (با وجود قد نسبتاً کوتاهشان). در مسابقات درساژ و کنکور های زیبایی نیز این اسب ها به دلیل وقار و ظرافت اندام, خواستار فراوانی دارند.
اصیل انگلیسی (تروبرد Thoroughbred)
اصیل انگلیسی
این نژاد دیرینهی طولانیای ندارد و از آمیزش اسبهای اصیل عربی با اسبهای محلی در انگلستان به وجود آمده است. بلندی جدوگاه اسبهای اصیل انگلیسی بین ۱.۶۵ تا ۱.۸۰ متر است. اسبان این نژاد تیزپاترین اسبهای دنیا هستند و از آنها در مسابقات اسبدوانی به خصوص مسابقات تاخت استفاده می شود. این اسبها معمولاً در مسابقات درساژ و پرش نیز موفق هستند. اسبهای اصیل انگلیسی نسبتاً حساس, زودشکن و عصبی هستند, که با توجه به تقلا و ریسکی که حین مسابقات میکنند قابل توجیه است. رنگ بدن آنها نیز معمولاً کهر, کهر تیره, خاکستری و سیاه است. رنگهای ابرش و طلایی نیز در آنها دیده می شود. رنگ سفید بسیار نادر است. گردن و پاهای این نژاد بسیار کشیده میباشد.
کوارتر(Quarter)
کوارتر آمریکایی
این نژاد آمریکایی بوده و از آمیزش نژاد های عرب، بارب و اسپانیایی به وجود آمده و با آمیزش با اسب های اصیل انگلیسی اصلاح یافته است. قد متوسط آن حدود ۱.۵۰ متر است. سر آن کوچک و مثلث شکل است و بدنی عضلانی دارد. سرعت این اسب در مسافت های کوتاه بالاست و در مسابقات وسترن و رودئو مورد استفاده بسیار قرار می گیرد. تقریباً همه ی رنگ ها در این نژاد دیده می شوند. ًٌٍ
آپالوسا
4
آپالوسا
آپالوسا
این نژاد به اسب های سرخ پوست معروف است. زیرا برای اولین بار توسط آن ها پرورش داده شده اند. آپالوسا نیز نامی است که از رودخانه ای به نام پالوس، نزدیک یکی از قبایل سرخ پوست گرفته شده است.
خصوصیت بارز این نژاد لکه های رنگی روی بدن آن است. این لکه ها به شکل ها و رنگ های مختلف بر روی زمینه هایی با رنگ های متفاوت قرار دارند. به همین دلیل اسب های این نژاد از نظر ظاهری بسیار متنوع می باشند. بلندی جدوگاه این اسب ها بین ۱.۴۲ تا ۱.۶۳ متر می باشد. این اسب دارای سینه ای پهن و کمری کوتاه است. یال و دم این نژاد خیلی پر پشت نمی باشد.
فالابلا
فالابلا
با این که فالابلا از نظر قد پونی محسوب می شود, ولی به دلیل ریشه های نژادش در لیست اسب ها قرار می گیرد. این نژاد به احتمال قوی از آمیزش اسب های اصیل انگلیسی با شتلند ها (Shetland) به وجود آمده است. قد فالابلا حدود ۷۸ cm است و به نوعی یک اسب مینیاتوری محسوب می شود. با این وجود, نسبت به قد کوتاهش از توان بدنی بالایی برخوردار است.
