
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 7 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تناسخ
حقیقت معاد این است که روح پس از مفارقت از بدن بار دیگر به همان بدنی که با آن زندگی می کرد باز می گردد تا پاداش و کیفر نبوی خود را در سرای دیگر ببیند. برخی مانند پیران آئین هندو معاد مطرح شده در شرایع آسمانی را منکرند ولی مسئله پاداش و کیفر اعمال را پذیرفته و آن را از طریق تناسخ توجیه می کنند. ایشان مدعیند که روح از طریق تعلق گرفتن به جنین و اهی مراحل رشد آن بار دیگر به این دنیا باز می گردند و دوران های کودکی و نوجوانی و پیری را طی می کند منتها کسانی که در زندگی گذشته نیکوکار بوده زندگی شیرین خواهند داشت و تبهکاران پیشین نیز زندگی ناگواری خواهند داشت. عقیده به تناسخ که در طول تاریخ همواره پیروانی داشته است یکی از آئین هندو به شمار می رود.
تناسخ یا وازایش یا بارزایی یعنی زاییده شدن دوباره پس از مرگ از اعتقادات ادیانی مثل : بوداگرایی، هندوگرایی، برهمایی، جینسیم، سیکسیم، تانولیم و نیز آئین پارسیان (مذهبی اسلامی) است همچون برخی شیعیان معروف به غلات نیز به آن اعتقاد دارند و آن را با رجعت یکی می دانند.
تناسخ در مسئله روح شاخه ای از روح شناسی و مساله معاد شاخه ای از دین شناسی بررسی می شود.
در اینجا سه عقیده درباره تناسخ را بیان می کنیم:
عده ای حیات را تکیه بر تعریف زیست شناسان ماتریالیست معرفی می کنند و به وجود روح (بعد غیر مادی) اعتقاد ندارند و معتقدند انسان پس از مرگ نابود می شود.
معاد: یعنی جسم پس از مرگ نابود می شود اما روح به نوعی زندگی مانند برزخی ادامه می دهد تا روز قیامت اعمالش مرود قضاوت و پاداش و مجازات قرار گیرد. این عقیده در بسیاری ادیان بزرگ مثل ادیان ابراهیمی شایع است.
تناسخ یعنی روح پس از مرگ به جسم فرد دیگری منتقل می شود.
این سه عقیده با یکدیگر در تضادند(صدر المتالهین)
دین های معتقد به تناسخ:
بودایی
به استناد کتب مقدس، بودا معتقد به نوعی تناسخ بود. در آیین بودا تناسخ مطلقاً به معانی حرکت روح یا نفس از یک کالبد به کالبد دیگریست این برداشت شبهه انگیز از اختلاط اندیشه هندو و فلسفه بودایی ناشی شده حال اینکه در آیین بودا موجود ات دارای خود یا بخش پایدار وجود نبوده و بنابراین انتقالی صورت نمیگیرد.
تمثیل بودا در این باب چنین است. که همانگونه که با آتش یک شمع روشن می توان شمع دیگری را روشن کرد یعنی آتش شمع اول علت روشنایی شمع دوم است. آگاهی یک موجود می تواند باعث پدیداری واحدهای آگاهی دیگر می شود.
هندوئیسم
در هندو نیم روح یا آتمن جاودانه و نامیرا است در حالیکه جسم تولد و مرگ دارد روح جسم امانند لباس کهنه ترک می کند و لباس نوعی می پوشد. برهمن ها بر ایده تناسخ معتقد هستند یعنی هر وقت موجودی از بین برود روح آن از کالبد جدا شده و در همین دنیا به کالبد موجود دیگری در می آید.
جیسنیم
در جیسنیم متون اشاره کردند که دواها بعد از مرگ تناسخ دارند.
ناتوئیسم
در ناتوئیسم افرادی را می بینیم که در قالب افراد متفاوت در زمانهای مختلف زندگی کردند. در متن مقدس چانگ تزو آمده است تولد آغاز نیست مرگ پایان نیست وجود داشتن بدون محدودیت است. ادامه یافتن بدون آغاز است عده ای معتقدند عقیده به تناسخ عقد=یده ای گسترده در سطح جهان است.
شهرستانی می گوید: فرقا ای نیست که در آن تناسخ جایگاه محکمی نداشته باشد.
جان ناس می گوید: عقیده به تناسخ منحصر مردم هند نیست بلکه تمام مذاهب عالم از بدویان وحشی گرفته تا اُهُم متقدم که دارای فرهنگی متعالی می باشند همه کم و بیش قدمی در راه عقیده به تناسخ برداشته اند.
در مقابل عده ای معتقدند این عقیده در لدیان نبوده و بعداً به دلایلی وارد ادیان شده .
سید حسن ابطحی میگوید: در کل جریاناتی که قائلین به تناسخ برای اثبات نقل کرده اند مانند اینکه اگر واقعیت داشته باشد ممکن است ارواح خبیثه یا همان شیاطین برای انحراف مردم از حقیقت دخالت داشته و آنگاه خود را به جای سوژه یا روح متوفا قرار داده و با صرف مقابل به گفتگو برخاسته اند.
باید توجه داشت چنانچه نفوس بشری همگانی و همیشگی راه تناسخ را بپیمایند دیگر مجالی برای معاد نخواهد بود در حالی که با توجه به دلایل عقلی و نقلی معاد اعتقاد به آن نیرو است و در حقیقت باید گفت که قائلان به تناسخ چون نتوانسته اند معاد را به صورت صحیح آن تصویر کنند تناسخ را جایگزین آن کرده اند.
اقسام تناسخ
تناسخ را به چند دسته تقسیم می کنند:
تناسخ ملکوتی:
به این معنا که نفس با عقاید و افعال خود بدنی مثالی ساخته،به صورت آن مجسم شود.
تناسخ ملکی:
به این معنا که نفس آدمی با رها کردن بدن مادی خود به بدن مادی دیگری وارد می شود.
تناسخ ملکی خود به جند قسم تقسیم می شود:
تناسخ نزولی:
به این معنا که نفس بدن مادی خود را رها کرده به بدنی نازل تر از بدن خود در همین عالم تعلق می گیرد مانند اینکه نفس انسان پس از مفارقت از بدن خود به بدن یکی از حیوانات منتقل می شود، این تناسخ به تناسخ محدود هم تعبیر شده یعنی اینکه ارواحی که از بدنها جدا شده اند دو قسم اند گروهی که در زمینۀ علم و عمل کامل تر شده و به کمال امکانی خود نائل شده اند گروه دوم ارواحی که در زمینه علم و عمل به تکامل مطلوب نرسیده اند بر این اساس به بدن های دیگری منتقل می شود تا به کمال مطلوب خویش دسترسی پیدا کنند.
تناسخ صعودی:
به این معنا که نفس بدن مادی خود را رها کند و به بدنی شریف تر و کاملتر از بدن قبلی تعلق گیرد. قایلان به تناسخ صعودی معتقدند اولین موجودی که نفس جدیدی را می پذیرد گیاه است و مزاج انسانی نفسی را می طلبد که از درجات گیاهی و حیوانی گذشته باشد، پس در ابتدا هر نفسی بر گیاه اضافه می شود و پس از انتقال از مراتب پایین تر به مرحله کامل ترین گیه شایستگی تعلق به بدن نازل ترین موجود حیوانی را می یابد، پس از طی مراتب مختلف استحقاق صعود به رتبۀ انسانی و تعلق به بدن او را پیدا می کند پس هر انسانی سابقۀ حیوانی وگیاهی دارد.اگر بدنی که نفس برای بار دوم به بعد بخواهد به آن تعلق گیرد بدن انسانی می باشد.
در جای دیگری درباره تناسخ صعودی چنین گفته اند: که حیات بر چیزی اضافه می شود که استعداد آن را داشته باشد و هر چه استعدادش برای دریافت حیات بیشتر باشد در مرحله بالاتری از حیات قرار می گیرد بر این اساس گیاه استعداد بیشتری برای پذیرش حیات از حیوان دارد و همین طور حیوان نسبت به انسان که حیات در آغاز به نبات و سپس به حیوان و آنگاه به انسان منتقل می شود.
تناسخ مطلق:
این که هنگامی که انسانی از برود روح و نفس او از بدنش جدا نشده و به بدن موجود دیگری منتقل گردد خواه بدن انسان با شد یا بدن حیوان یا نبات روح از بدنی به بدن دیگربصورت پیوسته و مستمر ادامه دارد.
تناسخ مطلق در تعارض با اعتقاد به معاد است چرا که روح پیوسته از بدنی به بدن دیگر انتقال می یابد در نتیجه مجالی برای بعثت و برانگیختگی او نسبت مضافا این که معلوم نیست روح و نفس به واسطه کدامیک از رفتار بدن ها مجازات یا پاداش داده می شود ؟
براساس تناسخ نزولی هر چند برای گروه اول تصویرمعاد امکان پذیر است اما امکان معاد برای گروه دوم توجیه ناپذیر است و بلأخره تناسخ صعودی که خود فرضی باطل است.
فرق تناسخ ملکی با معاد جسمانی:
بنابرتناسخ مجرد که در کمالات خود فعلیت یافته در دنیا به بدن جینی که در نهایت قوه و نقص است تعلق می گیرد ولی در معاد نفس با فعلیت و کمالی که دارد در عالم دیگر به همان بدن دنیویخود که در معاد به کمال بدنیت رسیده است تعلق می گیرد. از ای سخن روشن می شود که ابطال تناسخ به نحوی از مقدمات اثبات اصل معاد یا پاره ای از دلایل آن هم چون برهان عدالت به شمار می آید چرا که به نظر قایلان تناسخ این قانون مانند دیگر قوانین طبیعی عام و ثابت است و از این رو برای اعمال انسانی هیچ گونه قضاوتی وجود ندارد.
توبه، انابه، یا شفاعت و یا عضو و غفران از طرف پروردگار معنایی نخواهد داشت زیرا کارها و اعمال نتیجه قهری و معلول علل و نتایج مقدماتی هستند که رابطۀ بین آن در عالم وجود جاویدان ثابت و برقرار است.
تناسخ در اسلام:
از آنجا که اعتقاد به معاد از اصول اعتقادات در اسلام است اسلام تناسخ را مردود می داند این دیدگاه در قرآن، حدیث و در بین متکلمین و فلاسفه اسلامی (مشاء ، اشراق ، حکمت ، متعالیه ) دلایلی در رد آن یافت می شود.
تناسخ با اصل تبدل انواع از دیدگاه مولانا متفاوت است چرا که تناسخ به دور باطل اشاره و معتقدات روح از یک بدن به بدن دیگر بی هدف در حرکت است حال آنکه تبدل انواع معتقد روح جهت تکامل و یکی شدن با ذات اقدس در حرکت است و تولد مرگ می یابد.
ابطال تناسخ در فلسفه اسلامی
در میان براهین که فلسفه ی مسلمان برای ابطال تناسخ ترتیب داده اند پاره ای مطلق و پاره ای دیگر صرفاً تناسخ نزولی یا صعودی را انکار می کنند.
ابطال تناسخ بنابر اختلاف مبانی در بحث حدوث و قدم نفس و کیفیت ارتباط آب با بدن نتفاوت است.
فلسفه مشاء:
مشائیان به حدوث نفس باور دارند و معتقدند هرگاه بدن به حد مطلوبی از استعداد برسد قابلیت پذیرش نفس را پیدا می کند و از سوی علل مجری و غیر جسمانی نفس به آن اضافه می شود.
در ابطال تناسخ می گویند:
الف) چون رابطۀ نفس و بدن رابطۀ قابل و مقبول است پس با رسیدن بدن به مزاج مناسب، نفسی حادث می شود و به آن تعلق می گیرد چرا که پیدایش نخستین نفوس انسانی را ابدان (بدن ها) خود مستند به همین جهت است حال اگر نفس دیگری که در اثر مرگ بدن خود را رها کرده است بخواهد به آن بدن جدید تعلق بگیرد لازمه اش این است که دو نفس به یک بدن وابسته باشند و این محال است زیرا هر تفسی یگانگی خود را شهود می کند و نفس دیگری را که در بدن او تصرف کند نمی یابد.
ب) نفس، صورت بدن و مدبر برآن است و به همین خاطر ممکن نیست که نفس برای لحظه ای دست از تدبیر بکشد بنابرای تناسخ باطل است .
فلسفه ملا صدرا:
ملاصدرا با تکیه بر اصل حرکت جوهری و حدوث جسمانی و بقای روحانی نفس در ابطال تناسخ چنین استدلال می کند که تعلق نفس به بدن یک تعلق ذاتی و ترکیب اشحادی و طبیعی است نه صناعی یا انضمای.
از سوی دیگر هر یک از جوهر نفس و بدن با یکدیگر در حرکتند. یعنی هر دو در ابتدای پیدایش نسبت به کمالات خود بالقوه اند و روی به سوی فعالیت دارند بنابراین تا هنگامی که نفس به بدن عنصری تعلق دارد درجات قوه و فعلیت او متناسب با درجات قوه و فعلیت بدن خاص اوست حال می گوییم هر نفسی در مدت حیات دنیوی اش با افعال و اعمال خود به فعلیت می رسد به همین خاطر سقوط او به حد قوه ی محض محال است همان طور که بدن یک حیوان پس از کامل شدن دیگر به حد نطفه بودن باز نمی گردد زیرا حرکت همان خروج از قوه به فعلیت است و حرکت معکوس امری بالعرض است بنابراین اگر نفس پس از مفارقت از بدن بخواهد به بدن دیگری در مرتبۀ جنینی و مثل آن تعلق گیرد ناگزیر بدن در مرتبۀ قوه و نفس در مرتبه فعلیت خواهد بود و چون ترکیب این دو طبیعی و الحادی است یعنی هر دو به یک وجود موجودند ترکیب بین دو موجود بالقوه و بالفعل محال است.
صدر المتالهین مضاف تناسخ و تفاوت آن را با سایر مفاهیم مشابه بیان کرده می گوید هنگامی که نفس از بدن جدا شود اگر به بدن انسان دیگری تعلق گیرد به آن نسخ اگر به بدن حیوانی تعلق گیرد به آن فسخ و در صورتی که یه جسم جمادی تعلق گیرد به آن رسخ گویند. تناسخ از نسخ به معانی نقل است.
از نظر اسلام قول به تناسخ مستازم کفر است و در کتب عقاید ما دربارۀ بطلان و ناسازگاری آن با عقاید اسلامی بطور مفسل بحث شده.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 58 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
توربو شارژ
1
توربو شارژ
3
تاریخچه :
توربو شارژ در سال 1905 میلادی توسط مهندس مکانیک سوئیسی آلفرد بوچی اختراع شد . توربوشارژ عبارتست از نوعی کمپرسور توربینی و یک کمپرسور گریز از مرکز که توسط یک شفت که با اتصال فلانچی به آن متصل شده را می چرخاند، توربین گازی توسط پیچ به مانیفولد دود متصل می شود و گازهای خروجی از موتور باعث چرخش توربین گاز شده و به سبب آن کمپرسور که توسط یک شفت به توربین گازی متصل است شروع به چرخش نموده و هوای محیط را مکش کرده و سپس آن را متراکم و به طرف موتور می فرستد. هوای ورودی بیشتر به موتور، به معنی سوخت بیشتر به داخل موتور،و هوا و سوخت بیشتر به معنی افزا
3
یش انرژی و قدرت خروجی موتور می باشد .
یکی از مطمئن ترین راهها برای افزایش توان موتور ها، افزایش مقدار هوا و سوختی است که در سیلندرآنها می سوزد برای این منظور افزودن تعداد سیلندرها یا بزرگ کردن هر یک از سیلندرها یکی از روش هاست اما در بعضی مواقع امکان این کار وجود ندارد. یک راه برای افزایش قدرت موتور که ساده تر و با صرفه تر می باشد استفاده از توربو شارژ در موتوراست که بدون نیاز به تغییر در حجم و وزن موتورتوان آن را افزایش می دهد. برای افزایش توان موتور از توربوشارژها درخودروهای پر سرعت مسابقه ای و سوپر اسپرت هاو حتی خودروهای خانوادگی و در موتورهای دیزلی بزرگ نیز استفاده می شوند.
یک توربو شارژر ازدو قسمت اصلی تشکیل شده است" توربین و کمپرسور. در موتور هایی که توربوشارژ نصب گردیده، پس از اینکه مخلوط سوخت و هوا در داخل سیلندر متراکم شد توسط جرقه شمع محترق شده، و این احتراق باعث آزاد شدن انرژی حاصل از سوختن مخلوط گاز می گردد،حال این گاز (دود منیفولد) پس از گذراندن این سیکل، باید سیلندر را ترک کند که این گاز خروجی فشاری حداقل معادل 30 اتمسفر را دارد یعنی 30 برابر فشار داخل س

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 44 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
نرخ تورم در ایران
تورم در اقتصاد به افزایش سطح عمومی قیمتها در مقایسه با مقداری پایهای از قدرت خرید گفته میشود.
تورم از دیدگاه تقاضا
به استناد ارقام مندرج در جداول کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور – بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران متوسط رشد نقدینگی در طی اجرای برنامه سوم توسعه(82-1379) معادل 6/28 درصد بوده است که بالاتر از متوسط نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) معادل 6/5 درصد بود و همین امر باعث عدم تعادل بین تقاضا و عرضه شده و در نتیجه منجر به افزایش سطح عمومی قیمتهای گردیده است.
افزایش نقدینگی عمدتاً در واکنش به افزایش پایه پولی بوده و افزایش پایه پولی نیز ناشی از افزایش دارائیهای خارجی و بدهی دولت به بانک مرکزی بوده است. عدم تعادل بین درآمدها و هزینهها دولت از دیگر عوامل تورم از نظر تقاضا می باشد.
تورم از دیدگاه عرضه
تولیدات داخلی: با اجرای سیاستهای کنترلی در سال 1374 و برقراری ثبات نسبی در بازار، اقتصاد کشور با افزایش تولید ناخالصی داخلی و زیر بخشهای آن (صنعت و معدن، کشاورزی، نفت و خدمات) مواجه گردید.
1
نرخ تورم در ایران
تورم در اقتصاد به افزایش سطح عمومی قیمتها در مقایسه با مقداری پایهای از قدرت خرید گفته میشود.
تورم از دیدگاه تقاضا
به استناد ارقام مندرج در جداول کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور – بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران متوسط رشد نقدینگی در طی اجرای برنامه سوم توسعه(82-1379) معادل 6/28 درصد بوده است که بالاتر از متوسط نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) معادل 6/5 درصد بود و همین امر باعث عدم تعادل بین تقاضا و عرضه شده و در نتیجه منجر به افزایش سطح عمومی قیمتهای گردیده است.
افزایش نقدینگی عمدتاً در واکنش به افزایش پایه پولی بوده و افزایش پایه پولی نیز ناشی از افزایش دارائیهای خارجی و بدهی دولت به بانک مرکزی بوده است. عدم تعادل بین درآمدها و هزینهها دولت از دیگر عوامل تورم از نظر تقاضا می باشد.
تورم از دیدگاه عرضه
تولیدات داخلی: با اجرای سیاستهای کنترلی در سال 1374 و برقراری ثبات نسبی در بازار، اقتصاد کشور با افزایش تولید ناخالصی داخلی و زیر بخشهای آن (صنعت و معدن، کشاورزی، نفت و خدمات) مواجه گردید.
2
طی سالهای 78-1376 تولید تحت تأثیر کاهش شدید درآمدهای ارزی کاهش یافت. در طی سالهای82-1379 تولید از رشد قابل ملاحظهای تحت تأثیر افزایش درآمدهای ارزی قرار گرفت (کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور –بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران) و این امر افزایش عرضه و کاهش تورم را به دنبال داشته است.
واردات: وابستگی به مواد و قطعات منفصله وارداتی ارز نارسائیهای مربوط به عرضه در بخش صنعت و معدن بوده است، لذا بر این اساس تراز ارزی بخش صنعت و معدن منفی بوده و متکی به ارز حاصل از فروش نفت می باشد، این نارسایی بخش صنعت و معدن را شدیداً در برابر نوسانات قیمت و فروش نفت آسیب پذیر می کند.
وجود ظرفیت خالی در بخش تولید، باعث افزایش هزینههای سربار شده و در نتیجه افزایش هزینه تمام شده تولیدات صنعتی و معدنی میگردد. ضعفهای ساختاری که منجر به محدودیت عرضه در بخش تولید می گردد بقرار زیر است:
الف) پایین بودن سهم سرمایه گذاری بخش خصوصی
ب) ناچیز بودن سرمایه گذاری خارجی
ج) پایین بودن سهم صادرات در کل صادرات کشور
د) بالا بودن قیمت محصولات صنعتی
انتظارات تورمی
3
اگر مردم بر اساس تجربیات گذشته خود و یا بر مبنای مشاهدات بازار پیش بینی کنند که درآینده نزدیک قیمتها رو به افزایش خواهد بود، میزان هزینه و خرید های خود را افزایش می دهند. از طرف دیگر تولید کنندگان و فروشندگان از فروش و عرضه کالاها خود به امید افزایش قیمت در آینده خودداری می کنند، بدیهی است در این صورت با این سیاست، عرضه و تقاضا اثر مستقیم بر قیمتها خواهد داشت و موجب افزایش تورم می گردد.
تورم از دیدگاه ساختاری
یکی از علل ریشهای تورم، رشد نا متعادل بخشهای اقتصادی کشور است (ازجمله ساختمان سازی و …) بطوریکه توسعه سریع یک بخش و تحولات ناشی از آن موجب پیدایش عدم تعادل و ناهماهنگی بین سایر بخشهای دیگر اقتصادی میگردد، با توجه به سایر علتهای ریشهای از جمله: کسر بودجه دولت، عدم تعامل بین بخشهای مختلف اقتصادی، وابستگی بخش تولید به درآمدهای نفتی، نارسایی در سیستم حمل و نقل کشور، مشکلات ارزی و… موارد فوق باعث رشد سطح عمومی قیمتها شده که در نهایت منجر به افزایش تورم میگردد.
پس انداز و تورم
رابطه بین پس انداز و نرخ تورم به دو شکل زیر می باشد.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 31 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
مقدمه
زندگی بازی است و ما با زندگی بازی می کنیم . به هر یک از شیوه های زندگی انسانها که وارد شویم می بینیم هر انسانی به نوعی یک یا چند نوع بازی را انتخاب کرده است . برخی بازی هنری را انتخاب کرده اند مانند نقاشان ، مجسمه سازان ، و یا شاعران ونویسندگان که با کلمات بازی می کنند معماران با بازی به ساختن پرداخته و نتایج بازی آثار باستانی و مدرن ملل مختلف است . امروزه کامپیوتر سازان بازیها را پیشینه خود کرده اند . پیامبران نیز در سخنان الهی خود ، در هر جا درباره بازیهای زندگی نمونه هایی آورده اند .
از جمله :
- همانا زندگی دنیا : بازیچه و سر گرمی است سوره محمد / آیه 36
- بدانید که همانا بازیچه سر گرمی است سوره حدید / آیه 20
- و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست سوره انعام /آیه 32
بهترین راه یاد دادن بازی کردن با آموزه هاست .
(( ویگوتسکی )) فیلسوف و روان شناس روسی بیان کرده : توانایی های کودکان ضمن بازی رشد می کند و دامنه تخیل آنها وسعت می یابد. انسانها را بازیها به خود شناسی می پردازند که خود شناسی همان زندگی شناسی است . پس بازی بهترین راه شناخت زندگی است ، هر کس همان قدر زندکی را می شناسد که خودش را شناخته است .
چکیده
بازی شیوه برخورد با زندگی است بنابراین با هر چه در اختیار داریم میتوانیم بازی کنیم گفتگو کردن کار کردن خلق یک اثر هنری ، فکر کردن ، تجربه کردن ، کنجکاوی ، درس دادن ، یاد دادن نیز بازی است .
وقتی که با بچه ها بازی میکنیم برنده شدن برای آنها شور آفرین است . در بزرگترها و هم هر کس به تناسب شغلی که دارد به نوعی بازی میکند و از اینکه به هدف خود می رسد احساس لذت به او دست می دهد و میل پیدا می کند که به خود آفرین بگوید . برنده : شدن و رسیدن به هدف ، میل به زندگی می آفریند .
2
هر مطلبی را میتوان در قالب بازی ریخت و با آن بازی کرد . با چه چیزهایی بازی کنیم؟
روش انجام کار :
کودکتان را به یک تپه سر سبز ببرید و راه های مختلفی را که او می تواند بالا برود و پایین بیاید را بررسی کنید.
سعی کنید این کار را به صورت راه رفتم حیواناتی مثل پرنده ها ، ملخ ، فیل ،کرم ، ومیمون ، و … انجام دهید . کودک در بالا رفتن مثل یک حیوان بالا برود و مثل یک حیوان دیگر ، پایین بیاید یا این که سعی کنید با سرعت بالا بروید و به آهستگی به پایین بر گردید . شیوه ها و طرق دیگری از بالا رفتن یا پایین آمدن از سرازیری ، را پیدا کنید که با انجام آنها ، هم شما وهم کودکتان لذت بیشتری ببرید .
نواختن موسیقی با لیوان های شیشه ای
وسایل مورد نیاز :
10 تا 12 عدد لیوان بطری شیشه ای
3
میله ای چوبی
یک پارچ آب
رنگ خوراکی ( در صورت تمایل)
روش انجام کار :
لیوان ها یا بطری ها را روی محل نسبتاَ بلندی مانند میز اتو بکذارید . در داخل بطریها به مقادیر مختلف آب بریزید . داخل هر کدام از بطری ها ، چند قطره رنگ خوراکی بریزید . کودک را تشویق کنید تا با زدن چوب شیشه ها ، صدای مختلفی تولید کند و سعی کند آهنگی بنوازد .
طبل
وسایل مورد نیاز :
قوطی خالی شیریئی یا کیک
20 عدد گیره کاغذ
مقوا
چسب نواری
روش انجام کار :
در قوطی خالی را بردارید . قوطی را وارونه کنید و گیره ها را در قسمت فرورفتگی ته قوطی بچسبانید . از مقوا دایره ای به اندازه در قوطی ببرید و آن را با چسب روی گیره ها بچسبانید . برای نواختن آن ، از مداد یا چوب غذا خوری استفاده کنید.
نقاشی روی سنگ
وسایل مورد نیاز :
سنگ های تمیز و صاف
رنگ
ماژیک
قلم مو
4
ظرف آب
روش انجام کار :
سنگ ها خوب تمیز کنید و یا بشویید و خشک کنید . رنگ ها را مخلوط کنید و در ظرف های کوچکی بریزید . اجازه دهید کودک روی سنگ ها نقاشی کند . زمانی که رنگ یکی از سنگ ها در حال خشک شدن است به رنگ کردن سنگ دیگری بپردازد . آن قدر ادامه دهید تا تمام سنگ ها رنگ و خشک شوند . حالا با ماژیک روی سنگ ها شکل ها یا خط هایی بکشید . از آب داخل ، ظرف برای بر طرف کردن اشتباه ها و شستن قلم مو ها استفاده کنید . از سنگ ها رنگ شده در کارهای دیگر نیز می توانید استفاده کنید . مانند کاغذ نگه دار یا به عنوان وسیله ای تزیینی .
آهنگ میخ ها
وسایل مورد نیاز :
1.انواع میخ های بزرگ و کوچک
2. نخ ترجیحاَ نایلونی
3. چوب لباسی
روش انجام کار :
یک سرنخ های بلند و کوتاه را به میخ ببندید سر دیگر نخ را به چوب لباسی ببندید . چوب لباسی را از پشتی یک صندلی ، میله های رخت خشک کن ، یا نردبان آویزان کنید . آن را می توان حتی از گیره حوله حمام هم آویزان کرد . با استفاده از یک میخ بزرگ و با زدن ضربه بر روی میخ های آویزان ، صداهای بلند و کوتاهی ایجاد کنید . موسیقی جالبی خواهید داشت .می توانید با موسیقی ای که از رادیو یا ضبط صوت پخش می شود نیز همراهی کنید .
باغ اسفنجی
وسایل مورد نیاز :
ارزن یا تخم چمن

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 57 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
تقسیم بندی موجودات از نظر کمالات وجودی
وقتی موجوداتِ مشهود خود را در جهان با دقت مینگریم، بخوبی درمییابیم که آنها از نظر کمالات وجودی (آثار و منشأ آثار نوین) برابر نیستند و آثار وجودی بعضی بر آثار وجودی بعضی دیگر برتر و بیشتر است.
موجوداتی را که در اطراف خود میبینیم از این نظر به چهار دسته تقسیم میشوند:
-1 جمادات یا موجودات بیجان مانند انواع سنگها، گازها و مایعات که دارای آثار وجودی خاصی هستند و به بعضی از آنها اشاره میکنیم: جمادات حجم دارند یعنی فضا اشغال میکنند، وزن دارند، رنگ دارند، بو دارند، خواص عنصری مختلفی دارند و...
-2 نباتات یا گیاهان که دارای کمالات و آثار وجودی بیشتری نسبت به جمادات میباشند یعنی علاوه بر اینکه آثار وجودی جمادات را دارند، دارای آثار وجودی مخصوصی هستند که جمادات فاقد آنها میباشند. از قبیل: نباتات رشد و نمو دارند، تغذیه میکنند، تولیدمثل میکنند، تا اندازهای دارای حس و حرکت هستند و از وضعیت ضعف اندام به قدرت بدنی زیاد میرسند. ناگفته نماند که نباتات علاوه بر این آثار ویژه، در بعضی آثار جمادی مثل رنگپذیری و داشتن بو، از جمادات قابلیت بیشتری نشان میدهند و تنوع رنگها و بوها در گلها و میوهها دیده میشود. بنابراین گیاهان از نظر کمال وجودی برتر از جمادات هستند.
-3 حیوانات که دارای کمالات و آثار وجودی بیشتری نسبت به گیاهان و جمادات میباشند و
2
علاوه بر آثار وجودی جمادات و گیاهان، دارای وجودی مخصوص هستند که دو قسم قبلی فاقد آنند. از قبیل اینکه حیوانات شعور و اراده دارند، کار و تلاش میکنند، همسرگزینی و مسکنگزینی دارند، دارای شهوت جنسی و غضب هستند، در بعضی از انواع آنها زندگی اجتماعی وجود دارد، در زندگی اجتماعی دارای تقسیمبندی و مراتب شغلی، تفریح و اجتماعی مختلف هستند. به عبارت دیگر رتبه و مقام و پَستی و برتری شغلی در بین آنها وجود دارد. از حریم خود و خانوادة خود در برابر خطرات و دشمنان، محافظت میکنند. از حریم همنوع و حتی گاهی غیرهمنوع در برابر خطرات و دشمنان دفاع میکنند. در بین حیوانات همنوع و گاهی غیرهمنوع جهت گذراندن زندگی، تعاون، همکاری و خدمات متقابل و مسالمتآمیز دیده میشود. تا اندازهای قابل تربیت هستند یعنی تربیت محدود میپذیرند. دارای احساسات و عواطفند. در آنها صفات روحی خوب و مثبتی که ما در زندگی از آنها به اخلاق تعبیر میکنیم در انواع مختلفشان دیده میشود؛ صفاتی از قبیل وفاداری، امانتداری، خدمت به همنوع، نجابت و...
-4 انسان. انسان از آن جهت که انسان است و اشرف مخلوقات میباشد، نه جماد است، نه نبات است و نه حیوان. این بدان معنا نیست که فاقد کمالات و آثار وجودی جمادات، نباتات و حیوانات است، بلکه بهمعنای این است که آنچه مایة انسانیت انسان و شرافت او بر سایر موجودات است امری غیر از کمالاتوجودی سه قسم گذشته است. چرا که انسان در آن آثار وجودی با سه قسم دیگر مشترک است و فضیلتی در آنها ندارد. فضیلت و شرافت یعنی برتری، و برتری یعنی داشتن چیزی که در دست دیگران نباشد. بنابراین نمیتوان فضیلت و برتری
3
انسان بر سایر موجودات مشهودمان را به داشتن کمالات جمادی، گیاهی و حیوانی بدانیم. هرچند انسان در ظهور آن کمالات از خود قابلیت بیشتری نشان دهد، زیرا قابلیت بیشتر داشتن در یک کمال، آن کمال را از حقیقت و مرتبة خود خارج نمیکند. بهعنوان مثال اگر انسان در غضب و یا شهوت جنسی قابلیت بیشتری نسبت به حیوانات از خود نشان داد هرگز غضب و شهوت از مرتبة کمالات حیوانی فراتر نمیروند و به مرتبة یک کمال انسانی نمیرسند. به عبارت دیگر انسان فقط توانسته یک کمال حیوانی را بیشتر از خود حیوانات نشان دهد، نه اینکه شهوت و غضب کمال انسانی شده باشند. در این صورت میگوییم انسان یک حیوان قویتر است. همچنین وقتیکه انسان دارای قدرت بدنی زیادی میشود میگوییم او یک گیاه قویتر شده نه یک انسان بهتر. به عبارت دیگر همانطور که گفتیم قدرت بدنی یک کمال گیاهی است نه یک کمال انسانی؛ یعنی اگر انسانی از نظر قدرت بدنی قویتر از دیگران بود، او فقط در یک صفت گیاهی قویتر است نه اینکه انسان بهتری است و در انسانیت بالاتر است. همچنین است وقتی انسان لباسی زیبا و رنگارنگ و فاخر بر تن میکند، میگوییم او یک کمال گیاهی را به استخدام درآورده و مورد استفاده قرار داده است نه اینکه او با پوشیدن لباسی زیباتر و با جنسی بهتر و یا برخورداری از قیافه و صورتی زیباتر، در انسانیت و شرافت از دیگران پیشی گرفته باشد.چرا که برتری حقیقی انسان به برتری در حقیقت انسانیت و آن آثار و کمالاتی است که ویژة اوست و در حیوانات و گیاهان و جمادات یافت نمیشود، که اگر در آنها یافت شود آن کمالات دیگر کمال ویژه انسانی محسوب نمیشوند بلکه جزء کمالات مشترکند.اگر قایل به برتری انسان نسبت به سایر موجودات باشیم و او را اشرف مخلوقات بدانیم که چنین نیز هست، بدین معناست که در انسان کمال یا کمالاتی وجود دارد که در سایر موجودات قبلی نیست والا برتری و شرافت او معنا نداشت
4
.
با توجه به مطالب گذشته به این نتیجه میرسیم که انسان جماد، گیاه و حیوان نیست. بنابراین اگر آثار و کمالاتی که در حد کمالات این سه قسم هستند از خود نشان داد در مرتبة همانهاست و هیچ فضیلتی از نظر انسانی بر سایر انسانها ندارد. مثلاً از آن جهت که شهوت جنسی دارد و تمایل به جنس مخالف پیدا میکند و همسرگزینی میکند، یک حیوان است و نیز از آن جهت که کار و تلاش میکند، مسکنگزینی دارد، زندگی و مشارکت اجتماعی دارد، در سلسله مراتب اجتماعی بالا میرود، به همنوع خود کمک و خدمت میکند و دارای بعضی از صفات اخلاقی نیکو و پسندیده است، یک حیوان خوب است، چراکه همه اینها در حیوانات نیز یافت میشود. همچنین وقتیکه رشد میکند و قدرت بدنی فوقالعادهای (مثلاً در اثر ورزش) پیدا میکند و یا دارای صورتی زیبا میشود و زیباییها را به استخدام درمیآورد، یک گیاه خوب است، چراکه همه اینها در گیاهان نیز یافت میشود.
